سه نکته مهم تولید محتوا که فراموش شدند! (مثال: صنعت هدایای تبلیغاتی)

ارسال شده در: نکات کاربردی | 1

مدتی قبل به دلایلی با مدیریت یک شرکت تماس گرفتم که نسبت به کپی شدن مطاب وبسایتشان توسط سازمانی دیگر به آن‌ها هشدار دهم. مدیر که عصبانی شده بود جمله جالبی گفت: “حق کپی مطالب ما رو ندارند! من یک نفر استخدام کردم و ماهی ۸۰۰ هزار تومن میدم که مطالب رو ترجمه کنه و بذاره” بعد از این گفت و گو یا حرف‌هایی افتادم که از بزرگان بازاریابی محتوایی شنیده بودم. در ادامه این درس‌ها را بازگو می‌کنم و صنعت هدایای تبلیغاتی که خود در آن مشغولم را به عنوان مثال می‌آورم.

پدر خوانده بازاریابی محتوا جو پولیتزی (Joe Pulizzi) در یکی از سمینارها در سخنرانی خود بیان کرد که در بازاریابی محتوا باید به دنبال ناحیه‌ای مشترک بین تخصص/دانش خود و نیازها و دغدغه‌ها مشتریان باشیم. در اینصورت ما محتوایی تولید خواهیم کرد که اصیل و کارشناسی است و مشتریان نیز بر اساس نیازهایشان آن را مصرف خواهند کرد. همچنین جمله‌ی معروفی دارد که می‌گوید: “محتوایی را تولید کنید که اگر روزی نبودید دل مردم برایتان تنگ شود”.

از طرفی افرادی نظیر ان هندلی (Ann Handley) در موارد متعدد تاکید می‌کنند که لحن نوشتار در محتوای منتشر شده توسط شما باید خاص خودتان باشد. به نحوی که اگر مطلب شما را در جایی دیگر بدون نام و نشانتان خواندند متوجه شوند که این مظلب را شما نوشته‌اید.

با تقریب خوبی هر کتاب یا مقاله‌ای را در زمینه بازاریابی محتوا مطالعه کنیم شروع آن با شناخت خواسته‌ها و نیازهای مشتریان است. (تاکید بر قسمتی از سخنان پولیتزی) چرا که تنها در این صورت مخاطب به ما وابسته خواهد شد، مداوم به وبسایت ما خواهد آمد، ایمل‌های ما را باز خواهد کرد و اگر روزی به محصول/خدمت مشابه آنچه ما عرضه می‌کنیم نیاز داشت اولین کسی که به ذهنش می‌رسد ما خواهیم بود.

پس سه نکته مورد تاکید متخصصان حوزه تولید محتوا را می‌توان به صورت زیر نام برد:

  • درباره آنچه تخصص داریم محتوا تولید کنیم

  • قبل تولید محتوا نیازها و دغدغه‌ها (Pain Points)ی مخاطبان هدف خود را بشناسیم

  • لحن منحصر بفرد خود را داشته باشیم

اما چقدر فعالیت‌های بازاریابی محتوای امروز ما مطابق این توصیه‌هاست؟ چقدر بر اساس تخصص و دانش مطلب می‌نویسیم؟ آیا آنجه می‌نویسیم اصلا مشکلی از مخاطب ما حل می‌کند؟

روندی که من مشاهده کردم را برایتان می‌گویم:

  • مدیران شرکت بعضا چندین سال در حوزه کاری خود تجربه داشته و به قول معروف چم و خم کار را بلدند. مدیر اما فرصت ندارد که در طول روز اندکی آرام بنشیند و فکر کند و مطلب بنویسد. کارشناسان شرکتش هم هر یک درگیر کار خود هستند و توجهی به مسائل مرتبط با بازاریابی ندارند.

  • نشستن پای حرف مشتری و شنیدن حرف او، سوالاتش و مشکلاتی که با دانش ما (و نه محصول یا خدمتمان) قابل حل می‌باشد نیز وقت گیر و احتمالا حوصله سر بر است.

نتیجه اینکه دیگر نه کاری به تخصص خود داریم، نه خواست مخاطب و نه اینکه لحن خاصی داشته باشیم. اما می‌دانیم که سئو مهم است. می‌دانیم که باید در صفحات اول گوگل باشیم و ظاهرا در حال حاضر نیز راه آن گذاشتن مطالب با کلیدواژه‌های خاص در وبسایتمان است. چنین می‌شود که تولید محتوا می‌شود ابزار سئو و نه راه حل مشتری. یک نفر را استخدام می‌کنیم و در بهترین حالت او مطالب انگلیسی را برایمان ترجمه می‌کند و در وبسایت می‌گذارد.

شاید صفحه اول هم بیاییم، اما آیا کسی که یک بار محتوای ما را مصرف کرد به ما وابسته خواهد شد؟ آیا دلش برایمان تنگ می‌شود؟ یا اینکه فقط مطلع می‌شود که ما هم مثل بقیه هستیم؟ و شاید هم یک بار از ما خرید کند؟

برای مثال عبارت هدایای تبلیغاتی را در گوگل جست و جو کنیم. به جرئت می‌تون گفت همه مطالب آموزشی موجود (از جمله مطالب وبسایت خود ما) ترجمه سایت‌های خارجی هدایای تبلیغاتی است. مطالبی که به نظر می‌رسد انتشارشان تنها تلاشی برای بالا رفتن از رتبه‌بندی گوگل بوده است و نه پاسخی به دغدغه خریدار ایرانی.

شاید خریدار هدایای تبلیغاتی بخواهد بداند در بازار از کجا می‌تواند خرید کند؟ شاید هم درباره انواع اصلی و تقلبی پاوربانک سوال داشته باشد، ممکن است فرق بین سررسید عمومی و اختصاصی را نداند و بخواهد دفعه بعدی که با یک فروشنده صحبت می‌کرد اطلاعات تکمیل‌تری داشته باشد.

تحربه به من نشان داده که رسیدن به ایده‌های تولید محتوای مفید نیازمند زمان است. باید مطالب انگلیسی هم خوانده شود پای حرف مشتری هم نشست، دانش و تخصص و تجربه خود را هم به کار گرفت تا شاید محتوایی تولید شود که خواننده را باز هم به وبسایت ما باز گرداند.

1 پاسخ

  1. […] ۱- سه نکته مهم تولید محتوا که فراموش شدند! (مثال: صنعت هد… […]

ارسال پاسخ